در راه كربلا در راه كربلا .

در راه كربلا

برتري غسل ترتيبي بر غسل ارتماسي

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام عليكم /
آيا غسل ترتيبى نسبت به غسل ارتماسى فضيلت دارد؟ /
با كمال تشكر

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالي

سلام عليكم
غسل ترتيبي بر غسل ارتماسي، برتري شرعي ندارد ولي شيوع بيشتري دارد. به عبارت ساده، براي غسل ارتماسي، نياز به آب فراوان است و معمولاً چنين امكاني در تمام مكان‌ها و فصول سال، در دسترس همه قرار ندارد، در حالي كه براي غسل ترتيبي، فقط به يك آفتابه و لگن نياز است و در هر مكان و فصلي مي‌توان به راحتي انجام داد. لذا احكام و جزئيات غسل ترتيبي، بسيار بيشتر از غسل ارتماسي است و به جهت همين شيوع، به عنوان گزينه‌ي اصلي براي غسل شناخته مي‌شود.

موفق باشيد
حاج فردوسي

منبع : http://ahlebeyt12.blogfa.com/post/7


برچسب: حاج فردوسي، منهاج فردوسيان، قرآن، عرفان، اسلام ناب، تشيع خالص، سير و سلوك، سير الي الله، معرفت، معرفة الله، قاضي، علامه طباطبايي، علامه طهراني، منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، اشكالات منهاج فردوسيان، اشكال حاج فردوسي، ظهور، امام زمان، امام عصر، بهجت، آيت الله بهجت، سيد هاشم حداد، پناهيان، محمد شجاعي، مركز نشر، آيت الله، تصوف، صوفي، رسم الخط، قرآن، القرآن العظيم، القرآن العزيز، القرآن المجيد، رسم الخط حاج فردوسي، رسم الاملاء،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۶ آذر ۱۳۹۶ساعت: ۰۵:۳۰:۰۱ توسط:حميد كربلايي موضوع:

جمله كوتاه

+ نوشته شده: ۱۶ آذر ۱۳۹۶ساعت: ۰۵:۲۹:۰۵ توسط:حميد كربلايي موضوع:

نقدي بر فرازي از حديث معرفت نورانيت

در فرازي از حديث معرفت نورانيت امير المؤمنين (عليه‌السلام) آمده است: « أنا الَّذي حَمَلتُ نُوحاً فِي السَّفينهِ بِأمرِ رَبّي‏» يعني من كسي هستم كه نوح (عليه‌السلام) را به دستور پروردگارم در كشتي سوار كردم.
قرآن كريم، فرازهايي از حكايت حضرت نوح (عليه‌السلام) را چنين بيان مي‌نمايد:
«وَ أُوحِيَ إِلَى نُوحٍ أَنَّهُ لَن يُؤْمِنَ مِن قَوْمِكَ إِلاَّ مَن قَدْ آمَنَ فَلاَ تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ * وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ * وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ قَالَ إِن تَسْخَرُواْ مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنكُمْ كَمَا تَسْخَرُونَ * فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُّقِيمٌ * حَتَّى إِذَا جَاء أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِيهَا مِن كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلاَّ مَن سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَمَنْ آمَنَ وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلاَّ قَلِيلٌ * وَقَالَ ارْكَبُواْ فِيهَا بِسْمِ اللّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ * وَهِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبَالِ وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ وَكَانَ فِي مَعْزِلٍ يَا بُنَيَّ ارْكَب مَّعَنَا وَلاَ تَكُن مَّعَ الْكَافِرِينَ * قَالَ سَآوِي إِلَى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْمَاء قَالَ لاَ عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِلاَّ مَن رَّحِمَ وَحَالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكَانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ * وَقِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءكِ وَيَا سَمَاء أَقْلِعِي وَغِيضَ الْمَاء وَقُضِيَ الأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَقِيلَ بُعْدًا لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ * وَنَادَى نُوحٌ رَّبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابُنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ * قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلاَ تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَن تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ * قَالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَإِلاَّ تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي أَكُن مِّنَ الْخَاسِرِينَ * قِيلَ يَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلاَمٍ مِّنَّا وَبَركَاتٍ عَلَيْكَ وَعَلَى أُمَمٍ مِّمَّن مَّعَكَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ» (سوره‌ي هود، آيات ۳۶ تا ۴۸)
ترجمه: و به نوح وحى شد كه از قوم تو جز كسانى كه [تاكنون] ايمان آورده‏اند هرگز [كسى] ايمان نخواهد آورد پس از آنچه مى‏كردند غمگين مباش. و زير نظر ما و [به] وحى ما كشتى را بساز و در باره كسانى كه ستم كرده‏اند با من سخن مگوى چرا كه آنان غرق شدنى‏اند. و [نوح] كشتى را مى‏ساخت و هر بار كه اشرافى از قومش بر او مى‏گذشتند او را مسخره مى‏كردند مى‏گفت اگر ما را مسخره مى‏كنيد ما [نيز] شما را همان گونه كه مسخره مى‏كنيد مسخره خواهيم كرد. به زودى خواهيد دانست چه كسى را عذابى خواركننده درمى‏رسد و بر او عذابى پايدار فرود مى‏آيد. تا آنگاه كه فرمان ما دررسيد و تنور فوران كرد فرموديم در آن [كشتى] از هر حيوانى يك جفت با كسانت مگر كسى كه قبلا در باره او سخن رفته است و كسانى كه ايمان آورده‏اند حمل كن و با او جز [عده] اندكى ايمان نياورده بودند. و [نوح] گفت در آن سوار شويد به نام خداست روان‏شدنش و لنگرانداختنش بى گمان پروردگار من آمرزنده مهربان است. و آن [كشتى] ايشان را در ميان موجى كوه‏آسا مى‏برد و نوح پسرش را كه در كنارى بود بانگ درداد اى پسرك من با ما سوار شو و با كافران مباش. گفت به زودى به كوهى پناه مى‏جويم كه مرا از آب در امان نگاه مى‏دارد گفت امروز در برابر فرمان خدا هيچ نگاهدارنده‏اى نيست مگر كسى كه [خدا بر او] رحم كند و موج ميان آن دو حايل شد و [پسر] از غرق‏شدگان گرديد. و گفته شد اى زمين آب خود را فرو بر و اى آسمان [از باران] خوددارى كن و آب فرو كاست و فرمان گزارده شده و [كشتى] بر جودى قرار گرفت و گفته شد مرگ بر قوم ستمكار. و نوح پروردگار خود را آواز داد و گفت پروردگارا پسرم از كسان من است و قطعا وعده تو راست است و تو بهترين داورانى. فرمود اى نوح او در حقيقت از كسان تو نيست او [داراى] كردارى ناشايسته است پس چيزى را كه بدان علم ندارى از من مخواه من به تو اندرز مى‏دهم كه مبادا از نادانان باشى. گفت پروردگارا من به تو پناه مى‏برم كه از تو چيزى بخواهم كه بدان علم ندارم و اگر مرا نيامرزى و به من رحم نكنى از زيانكاران باشم. گفته شد اى نوح با درودى از ما و بركتهايى بر تو و بر گروههايى كه با تواند فرود آى و گروههايى هستند كه به زودى برخوردارشان مى‏كنيم سپس از جانب ما عذابى دردناك به آنان مى‏رسد.

************

سپس بلافاصله مي‌فرمايد: «تِلْكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنتَ تَعْلَمُهَا أَنتَ وَلاَ قَوْمُكَ مِن قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَهَ لِلْمُتَّقِينَ» (سوره‌ي هود، آيه‌ي ۴۹)
ترجمه: اين از خبرهاى غيب است كه آن را به تو وحى مى‏كنيم پيش از اين نه تو آن را مى‏دانستى و نه قوم تو پس شكيبا باش كه فرجام [نيك] از آن تقواپيشگان است.

*************

حال با توجه به اين كه امير المؤمنين (عليه‌السلام) از امت رسول خدا (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) محسوب مي‌شوند و تصريح قرآن كريم بر اين است كه «مَا كُنتَ تَعْلَمُهَا أَنتَ وَ لاَ قَوْمُكَ مِن قَبْلِ هَذَا» يعني: پيش از اين، نه تو آن را مى‏دانستى و نه قوم تو؛ چگونه مي‌توان پذيرفت كه آن حضرت، حضرت نوح (عليه‌السلام) را سوار كشتي كرده باشند؟!
پس يا بايد دست از اين روايت برداشت، يا بايد دست از آيه‌ي قرآن برداشت و يا بايد راهي براي جمع كردن مضمون آيه و روايت پيدا نمود.


برچسب: سير الي الله، معرفت، معرفة الله، قاضي، علامه طباطبايي، علامه طهراني، منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۰۳:۱۱:۲۷ توسط:حميد كربلايي موضوع:

اشكالات نسخه‌ي دوم قواعد نظري منهاج فردوسيان

باسمه تعالي

با تقديم بهترين سلام‌ها و تشكرها به ساحت آن عده از اصحاب منهاج فردوسيان كه با مطالعه‌ي دقيق «مجموعه قواعد نظري» و ارسال اشكالات، نواقص و موارد تكراري، ما را در راه اصلاح و بهبود نسخه‌هاي بعدي ياري مي‌رسانند. متن كامل اشكالات را در اين صفحه به استحضار عموم اصحاب منهاج فردوسيان مي‌رسانيم. همچنان منتظر انتقال اشكالات و ابهامات اين كتاب هستيم.

اشكالات و نواقص قواعد نظري منهاج فردوسيان (نسخه‌ي دوم)

۱. در صفحه ۲۲۱ سطر ۱۸ كلمه ناجش و منجوش با توجه به علامت توضيح در آخر كتاب توضيح داده نشده است
۲. قاعده ستاره دار (صفحه۱۲۹) سطر«۲۲» خانه اي كه تلاوت قرآن در نيست. كلمه (آن) جا افتاده است.
۳. قاعده ۱۱۷۳ كلمه (اختبال) با اينكه علامت توضيح «ستاره» دارد ولي در آخركتاب توضيحي برايش نيامده است.
۴. قاعده ۸۶۶ در صفحه ۸۷ جمله (تضمين شده است) ۲ بار آمده كه يكي اضافه است.
۵. قاعده ۴۰۸ يك حرف (و) ما بين جمله بين او و بين خدا كم دارد.
۶. قاعده ۳۸۴ و ۳۹۵ تكراري هستند.
۷. قاعده ۳۸۳ و ۳۹۳ تكراري هستند.
۸. قاعده ۳۵۵ و ۳۶۵ يكي هستند
۹. عبارت اول صفحه‌ي ۲۷۱ تكراري است
۱۰. قاعده‌ي ۹۷ صفحه‌ي ۳۱: كلمه‌ي خداي تعالي به اول قاعده افزوده شود.
۱۱ قاعده‌هاي ۱۴۳ و ۱۴۴ در صفحه‌ي ۳۵، تكراري است.

********************


برچسب: منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، اشكالات منهاج فردوسيان، اشكال حاج فردوسي، ظهور، امام زمان، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۰۳:۱۰:۵۲ توسط:حميد كربلايي موضوع:

نظري در مورد مرحوم حاج اسماعيل دولابي (ره)

سلام عليكم
نظر شما در مورد مرحوم حاج اسماعيل دولابي چيست؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالي

مرحوم حاج اسماعيل دولابي (ره) مردي روشن‌ضمير ولي درس‌نخوانده بود كه از روي صفاي باطنش، بعضي حرف‌ها و مثال‌هاي جالب براي علاقه‌مندان سير و سلوك مي‌زد.
به خاطر دارم چند سال پيش، قسمتي از سخنان ايشان را در ماه مبارك رمضان از تلويزيون پخش مي‌كردند، ديدم در حدود پنج دقيقه صحبت، يك آيه را سه بار غلط خواند.
چند روز بعد يكي از رفقا تماس گرفت و اظهار داشت تازه با آن مرحوم از طريق سخنراني‌هاي تلويزيون آشنا شده و نظرم را مي‌خواست. من عرض كردم ايشان يك آيه را سه بار غلط خواند و اين نشان از غيرعالم بودن ايشان دارد.
همان شب يا شب بعدش، مرحوم دولابي را در خواب ديدم كه دست بر سر شانه‌ام گذاشت و با خنده گفت: ما كه عالم نبوديم، از ما همينجوري قبول كنيد.
بعد از بيداري به روحش درود و فاتحه نثار كردم و دو نكته را از اين خواب دريافتم.
يكي اين كه آن مرحوم، روح آزادي دارد كه به اين زودي توانسته به ديدن منتقدش بيايد و عذر تقصير پيش آورد.
دوم اين كه بي‌سوادي، نقص است ولي اگر همراه با عمل به همان ميزان از علم باشد، ضرر اساسي به كمال و سعادت نمي‌زند.
البته اين كه مرحوم دولابي (ره) بالاخره نجات يافته و به سعادت رسيده، دليل نمي‌شود كه حرف‌هايي از ايشان كه بوي تصوف و اباحي‌گري مي‌دهد را قبول كنيم. بعضي از جملاتي كه از ايشان نقل شده، اگر واقعاً از ايشان باشد، با تصريحات قرآن كريم و روايات معتبر اسلامي منافات دارد.
در هر حال، نبايد دين را از پايين‌دست گرفت. تا زماني كه تصريحات قرآن و روايات معتبر هست، نيازي به كلمات مرحوم دولابي (ره) و امثال ايشان نيست.
رفقايي كه با «منهاج فردوسيان»‌ آشنا شده‌اند، به خوبي مي‌دانند آنچه پيشرفت كه در بشريت ايجاد مي‌شود، از اعتقاد و عمل به منهاج فردوسيان است و آنچه پسرفت كه در بشر ايجاد مي‌شود، از حرف‌هاي ساختگي و بافندگي انسان‌هاست.

موفق باشيد
حاج فردوسي


برچسب: سير الي الله، معرفت، معرفة الله، قاضي، علامه طباطبايي، علامه طهراني، منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۰۳:۱۰:۰۸ توسط:حميد كربلايي موضوع:

عكس العمل به مال شبهه‌ناك

سلام عليكم
با توجه به اينكه يكي از مواردي كه نسبت به آن پرهيز بايد نمود نخوردن غذاهاي شبهه‌ناك، مخلوط به حرام و خمس نداده مي‌باشد، كه خوردن چنين غذاهايي اثر سوء معنوي براي انسان دارد؛ در اين خصوص چند سؤال به شرح زير خدمتتان دارم، كه خواستار راهنمايي در اين زمينه هستم و نظر احتياط در اين موارد چيست؟
۱ ـ بعضاً در برخي مكان‌ها مثلاً در مسجد يا حرم، بعضي افراد به انسان خوراكي تعارف مي‌كنند كه ما چون فرد را نمي‌شناسيم و فقط يك ظاهري از او را مي‌بينيم و هيچ شناختي به وي نداريم، نمي‌دانيم در اين خصوص چه كنيم، آيا مي‌شود اين خوراكي‌هاي تعارفي را ميل نمود؟ نظر احتياط در رساله‌ي منهاج فردوسيان در اين زمينه چيست؟
۲ ـ گاهي در مجلسي يا هيئتي كه فقط ظاهراً مذهبي‌نماست اما باطني ندارد، سفره‌ي غذايي پهن مي‌شود و مجبور مي‌شويم سر اين سفره بنشينيم؛ در اين زمينه تكليف چيست آيا مي‌توان آن غذا را ميل نمود؟ نظر احتياط در اين خصوص چيست؟
۳ ـ برخي افراد به ما خوراكي تعارف مي‌كنند و ما كاملاً آن فرد را مي‌شناسيم كه اهل خمس نيست حتي بعضاً مشروب هم مي‌خورد، اينجا تكليف چه مي‌شود؟
۴ ـ گاهي به منزل اقوام يا دوستاني مهماني دعوت هستيم و مي‌دانيم اين فرد اهل نماز نيست، يا اهل خمس نيست ، و يا اينكه اهل گناه بوده و مشروب‌خور است و در اين مهماني، پذيرايي وجود دارد، در اين خصوص چه كنيم؟
۵ ـ بعضي افراد مذهبي هستند ولي اهل خمس دادن نيستند اين گروه اگر غذايي تعارف كرد يا رفتيم منزلشان چه كنيم؟
۶ ـ بعضي جاها اين خوراكي‌ها انواع خيرات براي اموات تلقي مي‌شود و مشخص نيست منبع خريد اين خيرات از چه راهي تهيه شده اينجا تكليف چه مي‌شود؟
۷ ـ بعضي جاها از منبع مالي يك سازمان دولتي يا بيت المال، خوراكي تهيه و مثلاً در ايستگاه صلواتي به مناسبت‌هاي ملي يا مذهبي توزيع مي‌گردد، اين مورد چه تكليفي داريم؟
۸ ـ نوع ديگر از اين خوراكي‌ها، نذري ناميده شده است و گاهي همسايه مثلاً براي ما مي آورد و ما مي‌دانيم اين همسايه اهل خمس و نماز نيست و يا اينكه برعكس، نمي‌دانيم اين فرد مالش چگونه است در اين جا چه كنيم؟
متشكرم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالي

سلام عليكم
با بررسي‌هاي مفصلي كه در روايات شريف از استادان معظم منهاج فردوسيان (عليهم‌السلام) انجام داده‌‌ايم، به اين جمع‌بندي رسيديم كه خوردن مالي كه معلوم نيست حرام باشد، اشكالي ندارد و اثر بدي در رسيدن به كمال و سعادت بر جاي نمي‌گذارد.

به عبارت ساده، هر مالي كه مي‌دانيد حرام است، خوردنش حرام است مثل مالي كه مي‌دانيد از پول دزدي يا خمس‌نداده يا از مواد حرام مانند گوشت مردار و شراب تهيه شده است و هر مالي كه يقين به حرام بودنش نداريد،‌ خوردنش بدون اشكال است. البته صوفيه اصرار فراواني دارند كه چيزي با عنوان «اثر وضعي» اثبات كنند ولي روايات شريفه كه در حد تواتر معنوي است، از قبول چنين چيزي ابا دارد. بررسي كامل در مورد «اثر وضعي» در نسخه‌ي دوم كتاب «مفاهيم راهبردي در منهاج فردوسيان» آمده است.

همچنين بايد مواظب باشيد از سوء ظن به مسلمانان بپرهيزيد كه از نيرنگ‌هاي خوش‌ظاهر شيطان است و گاهي اوقات، به نام معنويت و احتياط، انسان را دچار ضداحتياط مي‌كند و به گناه قطعي بدگماني دچار مي‌سازد.

پس جواب تمام سؤالات بالا، اين است كه استفاده از اينگونه خوراكي‌ها كه يقين به حرام بودنش نداريد، هيچ اشكال شرعي ندارد.

موفق باشيد
حاج فردوسي


برچسب: ظهور، امام زمان، امام عصر، بهجت، آيت الله بهجت، سيد هاشم حداد، پناهيان، محمد شجاعي، مركز نشر، آيت الله، تصوف، صوفي، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۰۳:۰۹:۲۴ توسط:حميد كربلايي موضوع:

فحش دادن به مردگان!

سلام
در حديثي از پيامبر (ص) از كتاب جامع الأخبار شعيري به شرح زير آمده است:
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص‏): «وَ لَا تَسُبُّوا الْأَمْوَاتَ فَتُؤْذُوا الْأَحْيَاءَ» يعني به مردگان دشنام ندهيد، كه با اين كار، زندگان را مي‌‏آزاريد.
۱ ـ آيا اين حديث معتبر است؟
۲ ـ منظور از زندگان چه كساني هستند؟
۳ ـ فحش دادن به مُرده چه تأثيري بر او دارد؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالي

سلام عليكم
جواب ۱: اولاً: ثابت نيست كه «جامع الاخبار» از شعيري باشد بلكه برايش تا هفت مؤلف برشمرده‌اند و اين امر، از ارزش كتاب مي‌كاهد.
ثانياً: مؤلف جامع الاخبار، اين حديث را بدون سند نقل كرده و حديث مرسل، ضعيف شمرده مي‌شود.
ثالثاً: تنها منبعي كه قبل از «جامع الاخبار»‌ به ذكر اين سخن به عنوان روايت پرداخته، «شهاب الاخبار» اثر قاضي قضاعي از علماي شافعي قرن پنجم است و قبل از آن، در هيچ‌يك از منابع حديثي معتبر شيعه يافت نشد.
پس در مجموع، اين حديث، از نظر ما معتبر نيست، هر چند مضمونش منافاتي با كليات و مسلّمات ديني ندارد؛ بلكه تأييداتي نيز مي‌توان برايش آورد.

جواب ۲: منظور از زندگان، بازماندگان شخص مرده هستند. اين حديث در پي بيان اين نكته است كه وقتي به مرده‌اي فحش مي‌دهيد، ضرري به مرده نمي‌رساند ولي موجب خواهد شد بازماندگانش ناراحت شوند.
ملاصالح مازندراني، شارح كافي مي‌نويسد:
«رواه العامه عنه صلي اللّه عليه و آله قال: «لا تسبوا الاموات فتؤذوا الاحياء» نهي عن سب الميت المشرك بخصوصه لانه يؤذي قريبه الحي من المؤمنين في الحال بتألم قلبه اما لغضاضه تلحقه في حسبه أولا لم يتحذر له من أجله و أذي المؤمن لا يجوز» (شرح الكافي، ملا صالح مازندراني، جلد ۱۱، صفحه‌ي ۳۹۹، حديث النبي صلي الله عليه و آله حين عرضت عليه الخيل …)
ترجمه: عامه از رسول خدا (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) روايت كرده‌اند كه مردگان را فحش ندهيد كه زندگان را آزار خواهيد داد. نهي كرد از فحش دادن به مشرك مرده زيرا موجب اذيت نزديكان زنده‌اش از مؤمنين مي‌شود … و آزردن مؤمن جايز نيست.

جواب ۳: فحش دادن به مرده،‌ ضرري به او نمي‌رساند؛ ولي اگر فرزندان و بازماندگانش بشنوند، ناراحت خواهند شد.

موفق باشيد
حاج فردوسي


برچسب: حاج فردوسي، منهاج فردوسيان، قرآن، عرفان، اسلام ناب، تشيع خالص، سير و سلوك، سير الي الله، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۰۳:۰۸:۵۰ توسط:حميد كربلايي موضوع:

حضور بانوان در راهپيمايي

سلام عليكم
با عرض ادب و خسته نباشيد و تبريك به مناسبت پيروزي انقلاب اسلامي در روز ۲۲ بهمن
۱ ـ آيا حضور خواهران گرامي در ۲۲ بهمن الزامي است؟
۲ ـ آيا در صورت حضور آنان به طوري كه صداي شعار آنان به گوش برسد، مي‌توانيم نرويم؟
۳ ـ شركت در چنين مراسماتي چه جايگاهي در منهاج فردوسيان دارد؟
با تشكر

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالي

سلام عليكم
جواب ۱: اگر حضور بانوان، همراه با حفظ حجاب و شؤونات اسلامي و خالي از مفسده باشد و از سوي ديگر، موجب ارعاب دشمنان اسلام باشد، با نيت الهي، مستحب خواهد بود.

جواب ۲: اگر شنيدن شعار بانوان، مايه‌ي مفسده برايتان مي‌شود،‌ در جايي قرار بگيريد كه صدايشان را نشنويد و اگر امكان ندارد، نبايد در چنان راهپيمايي‌اي شركت كنيد.

جواب ۳: اگر مايه‌ي عصباني كردن كافران باشد، به تصريح قرآن كريم، مستحب خواهد بود، آنجا كه مي‌فرمايد:
«وَ لاَ يَطَؤُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَ لاَ يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلًا إِلاَّ كُتِبَ لَهُم بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ إِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ * وَ لاَ يُنفِقُونَ نَفَقَهً صَغِيرَهً وَ لاَ كَبِيرَهً وَ لاَ يَقْطَعُونَ وَادِيًا إِلاَّ كُتِبَ لَهُمْ لِيَجْزِيَهُمُ اللّهُ أَحْسَنَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ» (سوره‌ي توبه، آيات ۱۲۰ و ۱۲۱)
ترجمه: و در هيچ مكانى كه كافران را به خشم مى‏آورد قدم نمى‏گذارند و از دشمنى غنيمتى به دست نمى‏آورند مگر اينكه به سبب آن، عمل صالحى براى آنان [در كارنامه‏شان] نوشته مى‏شود زيرا خدا پاداش نيكوكاران را ضايع نمى‏كند. و هيچ مال كوچك و بزرگى را انفاق نمى‏كنند و هيچ وادي‌اى را نمى‏پيمايند مگر اينكه به حساب آنان نوشته مى‏شود تا خدا آنان را به بهتر از آنچه مى‏كردند پاداش دهد.

موفق باشيد
حاج فردوسي


برچسب: منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، اشكالات منهاج فردوسيان، اشكال حاج فردوسي، ظهور، امام زمان، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۰۳:۰۷:۰۷ توسط:حميد كربلايي موضوع:

دليل حذف تأييديه‌ي علما و مراجع

با سلام
تا چندي قبل، تأييديه‌ي برخي علما و مراجع تقليد بر منهاج فردوسيان در پايگاه منهاجيار قرار داشت و خودم بارها به آن مراجعه كرده‌ بودم؛ ولي مدتي است حذف شده است،
۱. چرا حذف شده است؟
۲. از كجا مي‌توانم دوباره به آن دسترسي پيدا كنم؟ براي يكي از دوستانم مي‌خواهم.
متشكرم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالي

سلام عليكم
جواب ۱: چنان كه قبلاً هم نوشتيم، سياست كلي ما در انتشار «منهاج فردوسيان»، اين است كه با ارائه‌ي «منطق قوي و مستدل»، مايه‌ي جذب جان‌هاي آگاه و دل‌هاي مشتاق به كمال و سعادت باشيم، نه با دستاويزهاي حاشيه‌اي يا انحرافي. برخي از دستاويزهاي حاشيه‌اي و انحرافي را در گذشته ترك كرده بوديم، مثل ياد كردن از مؤلف منهاج فردوسيان با عناوين و القاب؛ و نوشتيم كه اين شيوه، يك روش مخفي براي بت‌تراشي بوده و نتيجه‌ي الهي در پي ندارد.

همچنين انتشار دستاوردهاي اصحاب منهاج فردوسيان از سير تكاملي بر طبق اين نظام تربيتي را نيز از دستاويزهاي حاشيه‌اي برشمرديم و ترك كرديم.

يكي ديگر از اين دستاويزهاي انحرافي، به رخ كشيدن آمارها بود؛ به اين جهت كه آمارهاي مختلف از استقبال مردم، موجب مي‌شود تا ديده‌ي بصيرت مراجعه‌كنندگان تار شده و با اين استدلال كه «حتماً درست هستند كه اينقدر مراجعه‌كننده دارند»، از مسير درست استدلال، منحرف مي‌گردند، ارائه‌ي هر گونه آمار چشمگير نيز ترك شد تا كسي تحت تأثير آمار، به منهاج فردوسيان گرايش پيدا نكند.

از ديگر دستاويزها براي اثبات حقانيت منهاج فردوسيان، استناد به تأييديه‌ي علما و مراجع معظم تقليد بود. اين تأييديه‌ها نيز حذف گرديد تا اعتماد به تأييديه‌ي علما و مراجع تقليد، جاي مطالعه‌ي دقيق و عميق منطق منهاج فردوسيان را نگيرد.

تكيه كردن بر نظر علما و مراجع معظم تقليد، محقق كنجكاو را از جستجوي بي‌طرفانه باز مي‌دارد و قدرت استدلالش به آيات و روايات معتبر را ضعيف مي‌سازد و اين، همان خطري است كه نمي‌خواهيم كسي به آن گرفتار گردد.

پس تأييديه‌هاي علما و مراجع معظم تقليد از نظرگاه عموم، حذف شد تا كساني كه جوياي حقانيت منهاج فردوسيان هستند، به اين‌طور حواشي مشغول نشوند، بلكه با ذهني آزاد، مطالب را بسنجند و اگر آن را حقيقت يافتند، قبول كنند.

دليل ديگر ما براي حذف تأييديه‌هاي منهاج فردوسيان اين است كه «نظام جامع تربيتي منهاج فردوسيان»، مجموعه‌اي از واضحات و مسلّمات قرآن كريم و روايات معتبر اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم‌السلام) است و تأييد كردن غيرمعصومين بر آن، شايد نوعي توهين به قرآن و عترت شمرده شود. لذا براي دفع احتمال اهانت به ثقلين، از نشر اينگونه تأييديه‌ها صرف نظر گرديد.

علما و مراجع تقليد، مي‌آيند و مي‌روند، اما آنچه مي‌ماند، تعاليم ثقلين است كه تا روز قيامت، مسير مستقيم براي رسيدن به تكامل و خوشبختي را به روي انسان‌ها گشوده است.

جواب ۲: اين تأييديه‌ها در صفحات اينترنتي مربوط به همان مركزي كه استفتاء كرده بود،‌ در اينترنت موجود است و مي‌توانيد با جستجوي پيشرفته، آن را پيدا كنيد.

موفق باشيد
حاج فردوسي


برچسب: منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، اشكالات منهاج فردوسيان، اشكال حاج فردوسي، ظهور، امام زمان، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۰۳:۰۶:۲۵ توسط:حميد كربلايي موضوع:

قضاوت و اصحاب منهاج فردوسيان

سلام خدمت حاج فردوسي و دوستداران آن
سوال بنده اين است نهايت ديدگاه منهاجيون چيست؟ يعني اگر جامعه‌اي اين نياز را در خود كشف و به سمت آن حركت كرد در نهايت يك جامعه منهاجي كجا قرار مي‌گيرد؟ نهايت ديدگاه منهاجيون و ديدگاه يك جامعه منهاجي در اين دنيا چگونه است؟ يعني يك منهاجي به دنبال تشكيل يك ارتش و نظام قوي براي حضرت امام عصر نيست؟ منظور بنده هدف جمعي از كل اين مسير است.
و سوال ديگر اينكه گفته شده در طريق منهاج داوري لازم نيست و قضاوت نبايد باشد خب در اين جامعه چگونه بين دو نفر و مشكلات، تصميم درست اتخاذ مي‌شود در حالي كه قاضي وجود ندارد؟ بنده از يكي از اصحاب منهاجي سوال كردم و اين چنين شنيدم كه يك منهاجي نبايد قاضي شود يا داوري كند.
اگر در پرسش سوالات، مشكلي بود حاج فردوسي عزيز تصحيح بفرمايند با تشكر از وقت جنابعالي

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالي

سلام عليكم
جواب سؤال اول: هدف از زندگي دنيوي در نزد منهاجي، داشتن زندگي آزاد از فشارهاي دروني و بروني بر مسير طاعت حق تعالي است. اما از بعد جمعي و در مسير ظهور، بايد توجه داشته باشيد كه لشكر را فرمانده انتخاب مي‌كند. بر ما اين است كه خودمان را به صورت فردي، با تهذيب نفس و اصلاح ديدگاه‌ها و اعمال، آماده كنيم؛ ولي انتخاب شدن در لشكر آن حضرت، بسته به نظر آن جناب است و ما نمي‌توانيم پيشاپيش، تصميم بگيريم.

جواب سؤال دوم: بله آن منهاجي درست گفته است، منهاجي شغل قضاوت بر نمي‌گزيند چون در روايات ما، از قاضي شدن نهي شده است. ولي اگر روزگاري جامعه، همگي منهاجي شدند، نيازي به قضاوت نخواهد بود و اگر نياز باشد، از باب اضطرار، گروهي بايد به اين كار، مشغول گردند.
البته توجه داشته باشيد كه سراسر جامعه، فقط در زمان ظهور، منهاجي خواهد بود و قبل از آن، احتمالش در حد محال است. و قضاوت در عصر ظهور، با قضاوت در عصر غيبت، فرق اساسي دارد و احتمالش هست كه اصلاً كراهتش برداشته شود.

موفق باشيد
حاج فردوسي


برچسب: ظهور، امام زمان، امام عصر، بهجت، آيت الله بهجت، سيد هاشم حداد، پناهيان، محمد شجاعي، مركز نشر، آيت الله، تصوف، صوفي، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۰۳:۰۶:۰۲ توسط:حميد كربلايي موضوع: